شعر نیمایی
شعر زیر در قالب نیمایی، سروده ی شاعر توانای معاصر، علیرضا طبایی است که از
مجموعه ی شاید گناه از عینک من باشد انتخاب شده است.

هم زبان با سعدی ...
پس لرزه ها و لرزه ها،
ـ یک لحظه، از جنبش نمی مانند!
تا بوده و بوده ست،
هر روز خشت دیگری از پایه های کهنه ی پوسیده، می ریزد
دیوار و سقف و هرچه ... فرسوده ست!
آیا نمی بینند؟...
ـ یا خوابند!
ـ یا ... اما نه، بیدارند!
***
همسایه ها، چشم انتظارانند!
موران و موش و موریانه،
ـ در نهان سقف و در، ناخوانده مهمانند!
دیوارها، از پایه، ویرانند
آن خواجه و، این خواجگان ... افسوس!
امروز هم، مانند دیروز و پریروز
در بند نقش و رنگ ایوانند!
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 11:42 توسط fariborz
|