شعر زیر در قالب قصیده، سروده شاعر نامدار معاصر زنده یاد مهدی اخوان ثالث

است. شاعر این شعر را پس از وقوع کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در تجلیل از

رهبر نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق سروده است.

مهدی اخوان ثالث

 

... گرد آمد و سوار نیامد!

 

دیدی دلا که یار نیامد

گرد آمد و سوار نیامد

بگداخت شمع و سوخت سراپای

وآن صبح زرنگار نیامد

آراستیم خانه و خوان را

وآن ضیف نامدار نیامد

دل را و شوق را و توان را

غم خورد و غمگسار نیامد

آن کاخ‏ها ز پایه فرو ریخت

وآن کرده‏ها به کار نیامد

سوزد دلم به رنج و شکیبت

ای باغبان! بهار نیامد

بشکفت بس شکوفه و پژمرد

اما گلی به بار نیامد

خشکید چشم چشمه و دیگر

آبی به جویبار نیامد

ای شیر پیر بسته به زنجیر

کز بندت ایچ عار نیامد

سودت حصار و پیک نجاتی

سوی تو وآن حصار نیامد

زی تشنه کشتگاه نجیبت

جز ابر زهربار نیامد

یکّی از آن قوافل پربا ـ

ـ ران گهرنثار نیامد

ای نادر نوادر ایام

که‏ت فرّ و بخت، یار نیامد

دیری گذشت و چون تو دلیری

در صفّ کارزار نیامد

افسوس کان سفاین حرّی

زی ساحل قرار نیامد

وآن رنج بی حساب تو، درداک

چون هیچ در شمار نیامد

وز سفله‏یاوران تو در جنگ

کاری بجز فرار نیامد

من دانم و دلت، که غمان چند

آمد،‌ ور آشکار نیامد

چندان که غم به جان تو بارید

باران به کوهسار نیامد