شعر زير سروده‏ي شاعر، پژوهشگر و مترجم برجسته‏ي معاصر زنده‏ياد دکتر حسن

هنرمندي است که از مجموعه‏ي هراس انتخاب شده است.

حسن هنرمندی 

هراس

 

شب‏ها چو گرگ در پس ديوار روزها

آرام خفته‏اند و دهان باز کرده‏اند

بر مرگ من، که زمزمه‏ي صبح روشنم

آهنگ‏های شوم کهن ساز کرده‏اند

 

می‏ترسم از شتاب تو، ای شام زودرس

می‏ترسم از درنگ تو، اي صبح ديرياب

می‏ترسم از درنگ

مي‏ترسم از شتاب

 

من هم شبی به شهر تو ره جستم ای هوس

من هم لبی به جام تو تر کردم ای گناه

زان لب هزار ناله فرو خفته در سکوت

زان شب هزار قصه فرو مرده در نگاه

 

می‏ترسم از سياهی شب‏های پر ملال

می‏ترسم از سپيدی روزان بی اميد

می‏ترسم از سياه

می‏ترسم از سپيد

 

می‏ترسم از نگاه فرومرده در سکوت

می‏ترسم از سکوت فروخفته در نگاه

می‏ترسم از سکوت

می‏ترسم از نگاه

می‏ترسم از سپيد

می‏ترسم از سياه...