شعر کلاسیک
شعر زیر در قالب مثنوی، سروده شاعر بزرگ ایرانی قرن هفتم، مولانا جلال الدین
است که از دفتر اول مثنوی معنوی انتخاب شده است.
با زبان سبز و دستان دراز...
این درختانند همچون خاکیان
دست ها برکرده اند از خاکدان
با زبان سبز و دستان دراز
از ضمیر خاک می گویند راز
سوی خلقان صد اشارت می کنند
وانکه گوش استش عبارت می کنند
تیزگوشان راز ایشان بشنوند
غافلان آواز ایشان نشنوند
در زمستانشان اگرچه داد مرگ
زنده شان کرد از بهار و داد برگ
گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از باد بهار
کانچه باران با درختان می کند
با تن و جان شما آن می کند
در بهاران جامه از تن برکنید
تن برهنه جانب گلشن روید
لیک بگریزید از برد خزان
کان کند، کان کرد با باغ و رزان
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 20:50 توسط fariborz
|